یادداشت /طریق پرس ؛ رسانه های وابسته به باکو که عمدتا از ثروت خاندان علی اف ارتزاق کرده و مسیردهی می شوند ، طی سال های اخیر مدام بر آتش تفرقه بین همسایگان مشخص نیست با چه پشتوانه ای در حال فعالیت هستند.
از ابتدای ۷ اکتبر و درگیر شدن محور مقاومت در حمایت از مردم مظلوم غزه ، رسانههای باکو با پوششهای هدفمند از تحرکات قومگرایانه در مناطق شمال غربی ایران ، تلاش دارند تا این تحرکات را بهعنوان جنبشهای استقلالطلبانه و کنش گری اجتماعی معرفی کنند.
این قبیل اقدامات در عمل با تحریف واقعیتهای تاریخی و اجتماعی، در راستای تضعیف وحدت ملی جمهوری اسلامی ایران صورت میگیرد تا علی اف را با روحیات جاه طلبانه ای که دارد به اهدافش برساند.
این یاغی گری رسانه ای مختص به ایران نبوده و روسیه و ارمنستان نیز هدف حملات لفظی و تبلیغات منفی رسانههاو همچنین مقامات باکو قرار گرفته است.در اکثر رسانهها با انتشار مطالبی تند و خلاف واقع ، فضای بیاعتمادی و خصومت را در منطقه دامن زدهاند.
آشکا است که نزدیکی باکو با تلآویو ، بهویژه در حوزههای امنیتی و رسانهای، زمینهساز شکلگیری این رویکرد تهاجمی و بدون تعقل در باکو شده است ، این همکاریها در راستای منافع مشترک برای تضعیف محورهای مقاومت در منطقه صورت میگیرد.
پیش بینی می شود در صورت ادامه این روند رسانهای پیامدهای بسیار خطرناکی برای ثبات منطقهای را شاهد باشیم که می تواند تحریک احساسات قومیتی ، تضعیف روابط دیپلماتیک و افزایش تنشهای مرزی از جمله نتایج محتمل این سیاست رسانهای خواهد بود.
تلاش برای ایجاد همبستگی و توافق بین روسیه و ایالات متحده آمریکا در مورد دالان تورانی ، با اهدف ایجاد شکاف بین ایران و روسیه رفم می خورد و رسانه های آذربایجان تمرکز خود را بر اختلاف افکنی بین همسایگان قرار داده اند.در ماه های احیر ایران، روسیه و ارمنستان بهعنوان بازیگران کلیدی منطقه، نسبت به این اقدامات واکنش نشان داده و خواستار تغییر رویکرد رسانهای باکو شدهاند.
پایان بخش اول
میلاد پناهی




















